محمد مهدى ملايرى
420
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در آنها ايجاد كند . پيكهائى كه از اين جبههها با فتح نامههائى همچون فتح ابلّه و فتح مذار و ديگر جاها مىرسيد و داستانهاى مبالغهآميز و دلانگيزى كه از غنائم به دست آمده در آن جنگها بر سر زبانها بود و با پيرايههاى بسيار در بين قبايل دهانبهدهان مىگشت . و نمونههاى چشمگيرى كه از برخى از آن غنايم براى خليفه فرستاده مىشد ، همهء اينها با خبر پيروزيهاى غير منتظره كه برخى از آنها خيلى به آسانى صورت گرفته بود ، نهتنها آتش جنگ و جهاد را در دل آنان برمىافروخت بلكه آبى هم بر آتش هول و هراس آنها كه از مقابله با نيروى مدافعان در دل داشتند و آنها را تا آنوقت دور از مرزهاى ايران نگه داشته بود مىافشاند آنچنانكه همواره داوطلبان شركت در جنگهاى اين جبهه بيش از نياز آنجا بود و به همينسبب واليان بصره گاه به حكم ضرورت آنها را براى فتح جاهاى ديگر مىفرستادند يا با خود مىبردند چنان كه ابو موسى اشعرى كه زمانى نه چندان دور پس از مرگ عتبه به امارت بصره رسيد آنها را به فتح خوزستان گسيل داشت و عبد اللّه بن عامر كه پس از او امارت بصره يافت آنها را با خود به فتح فارس و كرمان و سيستان و خراسان برد . وضع موجود از آنرو براى مغيرة بن شعبه هم كمال مطلوب بود كه وى چنان كه شرح حال و سرگذشت او حكايت مىكند ، هرچند با سابقهاى نه چندان روشن مردى جاهطلب و خودخواه و خودنما بوده ولى امارت بر يكى از آبادترين و پر خير و بركتترين مناطق عراق هم چيزى نبوده كه آن را براى خود مقامى در دسترس و آسانياب بينگارد ، و به همينسبب هم پس از دريافت آن مقام بىآنكه فرصت را از دست بدهد درصدد برخوردارى از مزاياى آن برآمد و نخستين گام آن بود كه دستور داد تا همهء مردم او را به امارت سلام گويند و
--> به حد كفايت از شماها رفته است ، كشورى را كه خداوند شوكت و شمار آنها را كاسته فروگذاريد ، به عراق برويد و به جهاد مردمى بشتابيد كه از انواع رفاه زندگى برخوردارند ، شايد خداوند سهم شما را هم از آن زندگى ميراث شما گرداند ، و شما هم همانند آنها كه زندگى كردهاند زندگى كنيد . عبارت طبرى چنين است : « . . . و استقبلوا جهاد قوم قد حووا فنون العيش لعلّ الله ان يورثكم بقسطكم من ذلك فتعيشوا مع من عاش من الناس » .